یادداشت نیما حسنی‌نسب درباره تناقض‌های رفتار و گفتار منتقد ثابت برنامه «هفت»

 




عیار استقلال رای و جسارت مسعود فراستی در نقد فیلم این روزها در برنامه «هفت» 28 خرداد 1389 روشن‌تر از همیشه پیش چشم بینندگان برنامه بود. اگر بنا بود همه ایرادهای تک‌صدایی ناشی از حضور همیشگی یک منتقد (بخوانید یک نگاه) به سینمای ایران را تنها به یک ویژگی مثبتش ببخشیم، آن ویژگی صداقت و جسارت منتقد در بیان دیدگاه خاص و خلاف جریانش و پرهیز از هرگونه مماشات، محافظه‌کاری، توصیه‌پذیری یا کوتاه‌آمدن با هر موضوع فرامتنی بود. شکل برخورد فراستی با فیلمی در حد و اندازه‌های «پایان‌نامه» و محافظه‌کاری و کوتاه‌آمدن آشکار و غیرقابل انکارش در مواجهه با کیفیت نازل آن فیلم و دقایقی بعد شوریدن پرطمطراق و تکراری‌اش به «جدایی نادر از سیمین» نشان داد که همان یک دانه مدال شجاعت و جسارت را هم انگار باید از منتقد ثابت «هفت» پس گرفت! این مدال شجاعت و جسارت و شفاف‌گویی را تا اطلاع ثانوی به فریدون جیرانی باید داد که چند برنامه‌ای هست که - بر خلاف همه شائبه‌ها و پیش‌فرض‌های قبلی - جوری برنامه را مدیریت می‌کند که تصویری هر چند کوچک از یک وضعیت عمومی واقعی و مستقل و منصفانه از صنف سینمای ایران و فیلم‌های در حال اکران به دست می‌دهد. دخالت جیرانی در کار منتقد ثابت برنامه – که به هر دلیل این بار ناگهان آرام و متعادل شده بود - دست مریزاد داشت.
دوست دارم کمی هم بحث را به راه و رسم جوانمردی بکشانیم! عمیقاً معتقدم شکل برخورد و میزان تندروی و ادبیات خاصی که فراستی در نقد فیلم‌هایی هزاران بار بهتر و شریف‌تر از فیلم مذکور در همین برنامه در پیش گرفت (نیازی هست مثال بزنیم؟) و از سوی دیگر میزان نرم‌خویی و خطاپوشی و کوتاه‌آمدن او در برابر این فیلم و دو نمونه شاخص قبلی این جریان (ملک سلیمان و اخراجی‌ها 3) ابداً رسم جوانمردی و انصاف نیست. تریبونی به‌شدت مهم و موثر و پرمخاطب را در نظر بگیرید که کسی از آن به سینمای این روزها نگاه می‌کند و شکل این نگاه و میزان ایرادگیری و ادبیات این انتقاد در ساختن تصویری عمومی از یک فیلم مهم و تاثیرگذار است. آن‌وقت به این نتیجه می‌رسیم که تعبیر اول علی معلم در مناظره به‌شدت راه‌گشای هفته قبل درباره بعضی‌ها (!) تا چه حد درباره همین ماجرا هم صدق می‌کند. کوبیدن فیلمسازان مستقل و بی‌پشتوانه و بی‌رانت (بخوانید بی‌خطر!) با شدیدترین الفاظ و ابعاد مختلف و بعد آرامش و کوتاه‌آمدن در برابر معدودی فیلم و فیلمساز مورد تایید و موجه متولیان سینما و پایین‌کشیدن شعله انتقاد به شکلی ظاهراً ظریف و هوشمندانه فقط و فقط حقانیت یک گروه بر دیگری را آشکار می‌کند و لاغیر. این نکته را خوشبختانه فراستی در گفت‌وگویی درباره شکل برخوردش با «ملک سلیمان» (که اتفاقاً در قیاس با دو فیلم دیگر خیلی بهتر و سینمایی‌تر و قابل دفاع‌تر به نظر می رسد) آشکار کرد و تلویحاً از فشارها و تماس‌ها و توصیه‌هایی گفت که باعث شده تا فتیله نقد را پایین بکشد!
برنامه اخیر «هفت» در انتها با مطرح‌شدن مجدد بحث «جدایی نادر از سیمین» ناخواسته وضعیتی پدید آورد که دو شکل رفتار و گفتار و عملکرد متناقض فراستی را در یک برنامه کنار هم ببینیم؛ مجسم کنید چند نفر از همه جا بی‌خبر که موضع منتقد را در برابر «پایان‌نامه» دیده‌اند و چند دقیقه بعد در برابر «جدایی نادر از سیمین» هم می‌بینند. هر دو نقدها البته منفی و مخالف فیلم‌ها بود، اما واژه‌ها و صفات به کار رفته، میزان عصبیت و تند شدن و میدان‌داری در مخالفت با هر چیز فیلم اصغر فرهادی کجا و آن نقد ملو و بی‌تندروی در برابر محصول حامد کلاهداری و روح‌الله شمقدری و موسسه مرآت‌هنر کجا؟ کشتن زمان برنامه به بث‌های بیهوده و بردن موضوع به جاهایی بیرون از ایرادها و ضعف‌های فیلم و توقف روی یک موضوع بی‌اهمیت برای نپرداختن به اصل ماجرا آدم را یاد وقت‌کشی مرسوم فوتبالی‌ها در دقایق آخر بازی می‌اندازد و فراستی در چند برنامه ثابت کرد خوب بلد است توپ را به گوشه زمین ببرد و وقت تلف کند و اوت و کرنر بگیرد و منتظر سوت پایان بازی باشد و خلاص!
می‌دانم که مسعود فراستی – اگر حاشیه‌ها و فرامتن‌ها و فضایی که حضور رسانه‌ای به او تحمیل کرده بگذارد – سینما را می‌شناسد و همیشه هم روی فرم تاکید دارد. دوست دارم خودش در یک قضاوت در خلوت به تماشای وضعیت فرمالیستی (!) خودش در مواجهه با این دو فیلم در برنامه «هفت» بنشیند و قضاوت کند... کوچه خلوت فیلم‌هایی مثل «جدایی نادر از سیمین» شبیه خلوتی «خیابان‌های آرام» چاپلین دلایل فرامتنی دارد، وگرنه به گواهی آمار فروش و استقبال و روحیه عمومی مخاطب می‌شود فهمید کدام کوچه خلوت است و کدام ظاهراً خلوت و بی سروصدا نگه داشته شده است.


 

منبع : سینمای ما

/ 0 نظر / 7 بازدید